تصمیم گیری

سیستم یک و سیستم دو ؛ دوقلوی ناهمسان!

تاریخ ۴ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۲۸
زمان مطالعه ۴ دقیقه برای مطالعه
تعداد کامنت ۲ نظر
تصمیم گیری

تصمیم گیری یک نوع مهارته؛ برای ماهر شدن در این حوزه باید راه و روش و تقسیم بندی های مختلف رو شناخت. یکی از این تقسیم بندی ها سیستم یک و سیستم دو هستش.

قبلا در مورد خودِ مهارت و مهارت تصمیم گیری و ابزار تصمیم گیری مطلوب توضیحاتی دادیم. در این مقاله میخواهیم بدونیم  آیا مهارت رو میشه گسترش داد؟ منظور از سیستم یک و سیستم دو چیه؟ تصمیماتمون از روی آگاهیه یا ناآگاهی؟

مهارت خودتون رو بهتر کنید

کسی که دارای مهارتی باشه باید اون مهارت رو در اون شخص دید. یعنی چی؟ یعنی اینکه رفتار و برخورد و انتخاب های گذشته رو تکرار نکنه و بشه تغییرات رو درِش دید. وقتی به فرد ماهر نگاه میکنی واضح ببینی این شخص از بقیه متفاوت تره.

ما اینجا درباره مهارت تصمیم گیری صحبت میکنیم، مهارت تصمیم گیری هم مثل هر مهارت دیگری داری چندین سبک  هستش. به تعداد آدمای روی زمین سبک برای تصمیم گرفتن وجود داره ولی ما مجبور نیستیم از تمام سبکها استفاده کنیم. وقتی میخواهیم مهارتمون رو پرورش بدیم باید یک نوع سبکی که به ما نزدیکتره پیدا کنیم؛ تا با شناخت و تمرین بیشتر اون رو در زندگی بکار ببریم. نکته ای در اینجا وجود داره و اونم اینکه آیا ما احساس میکنیم که مهارتمون بهتر میشه یا نه؟، تو یه نقطه ی ثابتی گیر کردیم یا حتی پس رفت میکنیم. آیا تصمیم شصتمم بهتر از تصمیم بیستمم هست. تصمیم هزارمم باید بهتر از تصمیم صدمم باشه. ما باید به مرور زمان در خودمون این احساس رو بکنیم که روز به روز بهتر میشیم و جلوتر میریم.

سیستم یک یا سیستم دو ؟!

سالهای سال که راجع به تصمیم گیری بحث شده اما یکی از بهترین نوشته در این حوزه متعلق به ” دنیل کانمن ” هستش. کسی که بخاطر مطالعه روی رفتار انسانها نوبل گرفته. همونطور که گفتیم این موضوع به قبل از کانمن برمیگرده ولی در کتاب Thinking fast and low بخاطر نوع بیان، نامگذاری و توضیح او شاید این مطلب بهتر تو ذهنمون بمونه‌.

اما مدلی که کانمن بهش اشاره کرده ( فرآیند دوگانه تصمیم گیری) است یا همون (Dual process model).

بیایید اینجوری بحث رو شروع کنیم، یک نوع تصمیم داریم بنام سیستم یک و یه نوع دیگه بنام سیستم دو. الان براتون مثال میزنم.

وقتی شما وارد یه سوپرمارکتی میشین تا شکلات بخرین میرین و چند طعم رو برمیدارین. مثلاً من به شما میرسم و میگم که چرا طعم آلبالویی برداشتی یا چرا طعم موز رو برداشتی؟. شما هم به من یه نگاهی میندازین و میگید که خب دوست داشتم و برداشتم. حساب کتاب نکردین که چقدر از این خوشم میاد یا نمیاد؟ چون دوستش داشتم خریدم.

حالا فرض کنید میخواید خونه بخرید و شما خونه رو میخرین. مثلاً من از شما میپرسم که چرا این خونه رو ترجیح دادین؟ بعد شما بلافاصله شروع میکنید به توضیح دادن که بودجه ام انقدر بود و محله اش ساکت بود و به محل کارم نزدیک بود و … . بالاخره میگید که تصمیم گرفتم که خونه رو بخرم. میبینید چقدر توضیح دادید.

کانمن تو کتابش برای تصمیم گیری یه تقسیم بندی کرده. اون میگه که تصمیم هایی رو که میگیریم و نمیتونیم دربارشون توضیحی بدیم میشه تصمیم ” سیستم یک ” و تصمیماتی رو که میتونیم راجع بهش دقیقتر توضیحاتی بدیم میگیم تصمیم ” سیستم دو “. انتخاب طعم شکلاتهایی که میخوایم بخوریم مربوط به سیستم یکه و خریدن خونه مربوط به سیستم دو هست.

تفاوت بین سیستم یک و دو

تصمیم هایی که در حوزه سیستم یک میگیریم ناخودآگاهن. اصلاً ماها خیلی وقت حواسمون نیست که داریم تصمیم میگیریم. حواسمون نیست چند بار دنده ماشین رو عوض کردیم.

درحالیکه تصمیم هایی که زیر نظر سیستم دو میگیریم کاملاً آگاهانه است و خودمون کنترلش میکنیم.

در سیستم یک انرژی زیادی صرف نمیکنیم چون مغز بطور شهودی این کار رو انجام میده.

ولی برای سیستم دو خیلی انرژی میزاریم، جمع و تفریق میکنیم، تمرکز میکنیم، بالا پایینش میکنیم تا بتونیم اون تصمیم رو بگیریم.

در گروه اول یا همون System one  هیچ محدودیت فکری وجود نداره. یعنی اینکه کل مغز بسیج میشه تا از بین راه حل های موجود بهترین گزینه رو انتخاب کنه. اما در گروه دوم یا System two   بستگی به این داره که چقدر حافظه کوتاه مدت یا همون حافظه هشیارمون آماده و درگیره؟ اگر بتونیم استفاده خوبی بکنیم تصمیم بهتری میگیریم ولی اما نتونیم حافظه مون رو جمع و جورش کنیم خیلی موفق نمیشیم.

یک موضوع مهم دیگه هم اینکه سیستم یک غیر کلامی هستش یعنی تصمیمی که میگیریم رو نمیتونیم تو قالب کلمات توضیحش بدیم. مثلاً من این مجسمه رو خریدم گذاشتم تو ویترین همین. ولی برعکس تو سیستم دو چون بر اساس دلایل منطقی تصمیم میگیریم قطعاً  با کلمات میشه توصیفش کرد.

خب حالا این سوال براتون پیش میاد که…

تقسیم بندی چه کمکی به ما میکنه؟

خیلی وقتها ما آدمها علاقه داریم که همه کارهامون رو شهودی یا system one ای حل کنیم، زیاد فکر نکنیم و به نتیجه برسیم. ولی این سیستم میدونیم که میتونه خطاهای زیادی داشته باشه. شاید فرق بین آدم پخته با آدم خام همین باشه. آدم پخته بخاطر اینکه تجربه های زیادی کرده و مجربه میتونه تشخیص زودتر بده که این راه بهتر از اون یکی راهه ولی جوون باید دو دو تا چهارتا بکنه، جمع و تفریق بکنه تا به یه راه حلی برسه.

نظرات
دیدگاه‌ها

۲ دیدگاه برای این مقاله ثبت شده است.

  1. فرزاد ۰۷ ژوئن ۲۰۲۰

    توضیحات بسیار عالی و مختصر بودش⁦👌🏼⁩

    • الهه جهان بخش ۰۸ ژوئن ۲۰۲۰

      خیلی ممنون بابت نظرتون🌷

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم 😉

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشابه
نوشته‌های رندوم

خواندن مقاله‌های زیر رو به شما پیشنهاد میکنیم 🙃

فرم در تاریخ هنر به چه معناست ؟
فرم در تاریخ هنر به چه معناست ؟

برای مطالعه تاریخ هنر اول باید با مفاهیم اون آشنا بشیم تا بهتر بتونیم عناصرش رو بشناسیم. یکی از این ...

ثـنـا مرزبان
تاریخ ۴ ماه پیش
معرفی فیلم Upgrade ؛ جادوی هوش مصنوعی
معرفی فیلم Upgrade ؛ جادوی هوش مصنوعی

"ارتقا" یک اثر اکشن – ترسناک سابرپانک وحشیانه که داستان اصلی اون با جذابیت نه چندان جالب و همراه ب...

رومینا مبیّن
تاریخ ۲ ماه پیش
Among Us : بازی‌ایی شبیه به مافیایِ خودمون !
Among Us : بازی‌ایی شبیه به مافیایِ خودمون !

در این مقاله یک بازی ویدئویی را بررسی خواهیم کرد که سازندگان آن، بازی دورِهمی مافیا را بر روی ویدئو...