تصویرسازی دختر کار ساحل

معرفی کتاب بچه‌ی همه

تاریخ ۹ جولای ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۲۱
زمان مطالعه ۵ دقیقه برای مطالعه
تعداد کامنت ۰ نظر
تصویرسازی دختر کار ساحل

معرفی کتاب

مریم جمالی مربی فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  استان فارس شهرستان فسا
زیرنظر اعظم ایزدی : کارشناس فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان فارس

نام کتاببچه‌ی همه
نویسنده و تصویرگرآناهیتا تیموریان
انتشاراتکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

خلاصه داستان

کتاب بچه‌ی همه

یک  روز در جنگلی تخمی پیدا می شود که جوجه ایی از آن بیرون می آید. در این جنگل پرنده ایی وجود ندارد. به همین دلیل حیوانات جنگل هر کدام به روش و خوی خود در نگهداری و بزرگ کردن جوجه کمک می کنند. آنها نام او را بچه ی همه می گذارند ، هر چیز که بخواهد از خوراک و بازی در اختیار او قرار می دهند. اوهمه کار بلد است، جز پرواز . حیوانات تلاش می کنند به او پرواز یاد بدهند اما نمی شود یا آنها بلد نیستند و یا بچه علاقه ندارد . پاییز که فرا می رسد هر حیوانی به لانه خود رفته و بچه تنها می ماند و به شکل اتفاقی در بالای درخت پرنده ای شبیه خود می بیند و بدون آن که بفهمد چگونه به طرف او پرواز می کند. فردای آن روز همه دو پرنده را می بینند که به سوی خورشید پرواز می کنند.

تحلیل داستان

در نگاهی گذرا داستان، داستان تکراری پیدا شدن جوجه ایست که سر از تخم که در می آورد اولین نفر را که می بیند می گوید مامان ، اما اینبار یک مامان نیست بلکه چند مامان است. در این داستان هر مادری از راه می رسد بدون نگاه به نیاز واقعی بچه به او  خدمت می کند. می توان گفت بچه ی همه،  نماد کودک امروز است. یک کودک پرورشگاهی و یا کودکی که در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ و یا پرستار و یا مهد کودک  در دنیایی به دور از خانواده خود یعنی پدر و مادر زندگی می کند. کودکی که هیچ کس جز پدر و مادر نمی تواند نیازهای واقعی او را بشناسد و پاسخی در خور به نیازهای کودک بدهد. یکی دیگر از نکاتی که  در این داستان می توان به آن اشاره کرد بحث هویت است ، بچه ی همه هویت واقعی خود را که پرنده بودن و پرواز است را از دست داده است. او به جای پرواز ، ماما می  کند و بع بع ؛  اما نویسنده بچه را از این دنیای بلبشو که هویتش را گم کرده با باز گرداندن به اصل و ریشه خود نجات می دهد ، بچه مثل داستانهای دیگر به مادر خود نمی رسد بلکه به همنوع و هم شکل و همجنس خود می رسد. 

در نگاهی گذرا داستان، داستان تکراری پیدا شدن جوجه ایست که سر از تخم که در می آورد اولین نفر را که می بیند می گوید مامان ، اما اینبار یک مامان نیست بلکه چند مامان است. در این داستان هر مادری از راه می رسد بدون نگاه به نیاز واقعی بچه به او  خدمت می کند. می توان گفت بچه ی همه،  نماد کودک امروز است. یک کودک پرورشگاهی و یا کودکی که در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ و یا پرستار و یا مهد کودک  در دنیایی به دور از خانواده خود یعنی پدر و مادر زندگی می کند. کودکی که هیچ کس جز پدر و مادر نمی تواند نیازهای واقعی او را بشناسد و پاسخی در خور به نیازهای کودک بدهد. یکی دیگر از نکاتی که  در این داستان می توان به آن اشاره کرد بحث هویت است ، بچه ی همه هویت واقعی خود را که پرنده بودن و پرواز است را از دست داده است. او به جای پرواز ، ماما می  کند و بع بع ؛  اما نویسنده بچه را از این دنیای بلبشو که هویتش را گم کرده با باز گرداندن به اصل و ریشه خود نجات می دهد ، بچه مثل داستانهای دیگر به مادر خود نمی رسد بلکه به همنوع و هم شکل و همجنس خود می رسد. 

کودک نو نهال ، رسما با ورود به مدرسه فصل جدیدی از زندگیش آغاز می شود. در همان آغاز پاییز وارد دنیایی نو می شود ، که با انتخاب دوست روبروست . دوستی که می تواند او را به پرواز درآورد . اما با دوست خوب می شود به سوی خورشید ، روشنی و نور پرواز کرد، خورشید سمبلیک ترین نمادیست که نویسنده به آن اشاره کرده است و عاقبت خوش را برای شخصیت اصلی داستان  گشوده و درهای روشنی و موفقیت را بازکرده است.

 نکته قابل تامل دیگر در این کتاب ، از  جامعه بعنوان والد کودک یاد شد و شاید به دوراز ذهن هم نباشد.  بخش اعظمی از آموزش و پرورش در خارج خانواده و توسط اجتماع اتفاق می افتد که این خود نواختن زنگ هشداریست به جامعه و خانواده.

ارتباط متن و تصویر

اما در این کتاب تنها متن پیش نمی رود. تصاویر صفحات در تکمیل متن می آید ، در اغلب صفحات تصویر شطرنجی و چهارخانه می بینیم و در صفحه آخر دلقکی را می بینم که دراز کشیده و به ظاهر خواب است و انگار داستان جنگل ما در دامان این دلقک خلق شده است. آن هم دلقکی خواب و تنها حیوانی که وارد این جنگل می شود بچه ی همه است و تنها کسی که از آن خارج می شود بچه ی  همه.

نگاهی به دلقک درون

دلقک وجهی از کودک درون است که می داند چطور بازی کند و از حواس جسمانی اش لذت ببرد.دلقک ریشه حس  اولیه ما از سرزندگی و زنده بودن است که خود را به صورت خلاقیت بدوی کودکانه خودجوش و بازیگوشانه بیان می کند ، کارول س پیرسون عقیده دارد :  بیدار کردن دلقک وجودمان، درون ما را به روی امکانات می گشاید و باعث می شود تا محدودیت های فکریمان را از بین ببریم و کارها را صرفا به این علت که همیشه به طرز خاصی انجام می شده ، انجام ندهیم. تغییر دادن، چشم انداز دلقک است. کهن الگوی دلقک بخشی از وجود ماست که ما را در زمان حال نگه می دارد و ما را قادر می سازد که هر روز به طور کامل زندگی کنیم، بچه ی  همه  کودکی می کند و دلقک وجودش زنده است . باز گردیم و داستان را وارونه ببنیم ، بچه ی همه به جوجه یک پرنده بودن قانع نیست، او دنیای اطراف خود را جستجو می کند ، بع بع می کند، ماما می کند، با مار تاب بازی می کند ،با قاشق و چنگال غذا می خورد. این کنجکاوی، این شکستن همه قواعد حاکم بر دنیای یک جوجه پرنده، او را به سمت هویت واقعی خود و به سوی موفقیت سوق می دهد، دلقک نماد شخصیت بچه است که او را قادر می سازد که متفاوت و در حال زندگی کند.

مهمترین حرف

شاید بتوان گفت مهمترین حرف نویسنده این است که خانواده با محدود کردن کودک او را در خفقان نگه می دارد و کودک برای رشد شخصیت و دستیابی به هویت واقعی خود نیاز به رشد خلاقیت  و شکوفایی دارد. وقتی دلقک در زندگی ما حاکم است دنیا را از سر کنجکاوی تفحص می کنیم . پس باید  دلقک درون خود و  کودکانمان  را زنده نگه داریم.

نظرات
دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه برای این مقاله ثبت شده است.

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم 😉

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشابه
نوشته‌های رندوم

خواندن مقاله‌های زیر رو به شما پیشنهاد میکنیم 🙃

Assassin’s Creed VALHALLA ؛ بازگشت به عصر وایکینگ ها !
Assassin’s Creed VALHALLA ؛ بازگشت به عصر وایکینگ ها !

یک و نیم سال از انتشار آخرین سری Assassin’s Creed  می گذرد و ما اکنون شاهد انتشار نسخه جدیدی ا...

Among Us : بازی‌ایی شبیه به مافیایِ خودمون !
Among Us : بازی‌ایی شبیه به مافیایِ خودمون !

در این مقاله یک بازی ویدئویی را بررسی خواهیم کرد که سازندگان آن، بازی دورِهمی مافیا را بر روی ویدئو...

مثلث طلایی، قانونی که هر کسی که عکاسی میکند باید بداند…
مثلث طلایی، قانونی که هر کسی که عکاسی میکند باید بداند…

همونطور که از اسم مثلث طلایی پیداست شامل سه بخش یا سه راس میشه که ما توی عکاسی با اونها بیشتر از اجز...